ریاضیات و سرگرمی


+ 103- شاخص های موفق تدریس

شاخص های موفق تدریس 

1 ـ استفاده از مثال‌های مناسب:

یکی دیگر از مهارت‌های مؤثّر در تدریس برتر، بهره‏گیری از مثال‏ است و میزان اثر بخشی تدریس به نحوه و میزان استفاده استاد از مثال‌ها ارتباط دارد.

فراگیران ـ و به طور کلّی تمام مخاطبان ـ دوست دارند سخنان موافق با ذوق و هماهنگ با عواطف و طبیعت انسانی باشد. از این رو، بیان نمونه‏هایی از وقایع طبیعی و مثال‌های شیرین، جالب، عینی و ملموس باعث می‏شود تا مطالب به صورت خشک و بی روح ارائه نشود، بلکه با ذکر چنین مثال‏هایی توجه فراگیران به مطالب آموزشی بیشتر جلب شده، مباحث علمی و عقلی خشک، برای آنان دلنشین‏تر و قابل فهم‏تر بوده که در نتیجه نشاط و شادابی کلاس را در پی خواهد داشت. بنابراین با توجه به اینکه به کارگیری مثال‌، اشعار مناسب و شواهد تجربی مطابق فهم فراگیران و مناسب با سطح تجربه و دانش آنها، خستگی‏ها و یکنواختی‏ها را برطرف می‏کند و مباحث علمی را جلوه و جلال می‏بخشد، ضروری است استادان محترم به فراخور ذوق و سلیقه خویش و متناسب با نوع بحث از این مهم بهره گرفته، انگیزه یادگیری فراگیران را تقویت نموده و درک بهتر و سریع‌تر مطالب را برای آنان فراهم سازند.

البته از آنجا که عمدتاً هدف از به کارگیری مثال‌، تنقیح و روشن ساختن مطالب و اثبات یک اصل و یا تعمیم آن است، مقتضی است تا با حفظ اصل اعتدال در استفاده از مثال و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط در بهره‏گیری از این أمر، مباحث درس از استدلال‌های محکم و متقن و غنای علمی مطلوب، تهی نگردد. ضمن اینکه به کارگیری مثال نامناسب و مستهجن نیز در شأن کلاس و استاد معارف نبوده و از قدر و منزلت آن می‏کاهد.

2 ـ ارایه چارچوب کلّی درس در آغاز تدریس:

تدریس با ارائه مطالب آموزشی آغاز می‏شود. نخستین گام در امر تدریس قبل از ورود تفصیلی استاد به درس جدید، معرفی مطالبی است که تدریس خواهد شد، یعنی استاد در ابتدای درس باید محورهای کلّی بحث را طرح نماید.

توجه به این مهم علاوه بر اینکه باعث ارایه منطقی بحث و پرهیز از پراکندگی و اتلاف وقت کلاس خواهد شد، به فراگیران کمک می‌نماید تا با شناخت کامل از سیر مطالب آموزشی، انگیزه آنان برای یادگیری بهتر مطالب آموزشی تحریک گردد؛ چرا که ضمن ارائه چنین چارچوبی آنها آگاه خواهندشد که چه مطالبی را خواهند آموخت. البته انجام چنین امری به صورت شفاهی هم در آغاز تدریس امکان‏پذیر است، ولی شکل مطلوب آن چنین است که به صورت مکتوب و بر تخته صورت پذیرد؛ چه اینکه از جمله مزایای مکتوب بودن چارچوب کلّی بحث ـ علاوه بر آنچه گفته شد ـ این است که چنانچه استاد از بحث اصلی خود به هر دلیلی (از قبیل پرداختن به پاسخ سؤالات پراکنده فراگیران، بحث از یک موضوع فرعی بنا بر ضرورت طرح آن و...) دور افتاد،چنین چارچوبی به وی کمک خواهد کرد تا سیر اصلی بحث خود را باز یافته و به ادامه مباحث خود بپردازد.

3ـ مدیریت و توانایی برقراری نظم در کلاس:

استادی که توانایی مدیریت و رهبری دارد به راحتی قادر به پیشبرد اهداف خود در زمینه‏های آموزشی و پرورشی می‏باشد. او با ایجاد نظمی صحیح، به وجهی مطلوب کلاس را اداره کرده و از این طریق باعث پیشرفت آموزش و برنامه‏های درسی می‏شود و با بهره‏گیری از نفوذ خویش، فراگیران را به فراگیری بهتر مطالب آموزشی ترغیب می‏کند.

از همین جاست که ضرورت مدیریت و توانایی کلاسداری به عنوان یکی از شاخص‏های مهم تدریس آشکار می‏گردد؛ زیرا وظیفه استاد در ارائه خوبِ درس خلاصه نمی‌شود، بلکه انتظار این است که وی بر رفتار فراگیر نیز نظارت داشته باشد. ممکن است فراگیر نسبت به درسی احساس بی نیازی کند یا نسبت به آن بی علاقه باشد و در انتهای کلاس بخواهد روزنامه مطالعه کند و یا به تکالیف دیگر خود بپردازد و یا.....که این امر موجب برهم خوردن نظم کلاس شده و به دیگران سرایت می‏کند.از این رو لازم است استاد به رفتار فراگیران نیز توجه داشته باشد تا علاوه بر حفظ توجه و اشتیاق آنها به درس، به نحو مطلوبی از وقت کلاس در جهت تحقق اهداف آموزشی و تربیتی تعیین شده استفاده نماید.

البته باید متذکر شد که مشکلات رفتاری فراگیران که منجر به بی‏نظمی در کلاس می‏شود، می‏تواند ناشی از علل مختلفی باشد. گاهی ممکن است شخص استاد، عامل بی نظمی باشد مثل فعال بودن گوشی موبایل استاد در کلاس؛ از اینرو پیشنهاد می‌شود استاد در جلسه اول از دانشجویان بخواهد گوشی‌های موبایل خود را خاموش کنند و خود نیز به این کار اقدام نماید. گاهی هم ممکن است یک یا چند فراگیر موجبات بی نظمی را فراهم سازند، و نیز احتمال دارد که هم استاد و هم فراگیران در امر ایجاد بی نظمی سهیم باشند. افزون بر اینها ممکن است علل بی نظمی‌ها در خارج از کلاس درس باشد، مثل رفت و آمد در سالن‌، سر و صدای بیرون کلاس، صدای اتومبیل‌ به دلیل مجاورت کلاس با خیابان و....

از آن جا که هدف این نوشتار، آشنایی اجمالی اساتید محترم با صلاحیت‌های مختلف استادی است، از این رو در اینجا فقط به آن بخش از عواملی که موجب خواهد شد تا استاد به عنوان عامل بی نظمی کلاس شناخته شود اشاره خواهد شد، هر چند تفصیل بیشتر مطالب کم و بیش در توضیحات شاخص‏های قبل آمده است.

علاوه بر ناتوانی‏های علمی ـ از قبیل: عدم تسلّط بر موضوع بحث، ضعف در پاسخگویی به سؤالات فراگیران، نداشتن قدرت تحلیل و نتیجه‏گیری مناسب و... ـ از جمله عواملی که موجب بروز بی‏نظمی در کلاس شده و ممکن است منشا آن استاد باشد، ضعف‌های ناشی از مهارت‌های رفتاری و کلاسداری است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف) ضعف‌های ناشی از فقدان مهارت در رفتارهای اجتماعی:

فقدان چنین مهارتی، باعث بروز رفتارهای مختلفی از استاد می‏شود که زمینه بی انضباطی و تشنج را در کلاس فراهم می‏آورد. بعضی از این رفتارها که ناشی از فقدان مهارت لازم در رفتار اجتماعی است عبارتند از:

1.طعنه و کنایه زدن به فراگیران و تحقیر و تمسخر آنان

2.بی توجهی به سؤال‌های معقول و منطقی فراگیر

3.فرق گذاشتن و تبعیض قائل شدن بین فراگیران

4.خشونت و عدم رعایت ادب و نزاکت در کلام

5.تهدید به کم کردن نمره

6.مطرح کردن مشکلات و گرفتاری‏های شخصی خود برای فراگیران

ب) فقدان مهارت‌های تدریس:

بسیاری از پارامترهای کلاسداری و انضباطی که عدم رعایت آنها می‏تواند بی‏توجهی فراگیران به درس و صحبت آنها با یکدیگر را به دنبال داشته باشد، از فقدان مهارت استاد در اعمال آن پارامترها ناشی می‏شود که اهمّ موارد آنها به شرح زیر است:

1.مشکلات ناشی از صدای استاد: صدای آهسته و نامفهوم، موجب کسالت، خواب‏آلودگی و خمیازه فراگیر می‏شود؛ و به عکس آن، طنین صدای بلند و گوشخراش، او را خسته می‏کند. علاوه اینکه سخن گفتن با مکث‌های طولانی، تند حرف‏زدن، بریده بریده صحبت کردن و داشتن لهجه محلّی غلیظ و شدید از جمله مسائلی است که در اداره کلاس تأثیر منفی می‏گذارند.

2.عدم آشنایی کافی استاد با روش‌ها و اصول یادگیری: عدم آشنایی لازم و کافی در این زمینه باعث می‏شود تا استاد نتواند به درستی فراگیر را در امر یادگیری یاری دهد. چنین استادی از شناخت مسائل و مشکلات فراگیر در درس عاجز است، و از اینکه چگونه آنها را خلّاق و مبتکر تربیت کند ناتوان است و.....در این صورت فراگیر احساس محرومیت کرده و در آموختن، پیشرفتی حاصل نمی‏کند که در این حالت ممکن است محرومیت او به صورت سرگرم شدن از طریق حرف زدن، ردّوبدل کردن یادداشت، و به طور کلّی بی توجهی به درس و کلاس ظاهر شود.

3.عدم آمادگی برای جلسات تدریس: فراگیران به خوبی متوجّه عدم آمادگی استاد برای تدریس می‏شوند. عدم‏آمادگی استاد پی‏آمدهای منفی در پی دارد. حال چنانچه این مسائل تکرار شود، اعتبار و احترام استاد را خدشه‏دار می‏کند و در این صورت فراگیران نیز نارضایتی خود را با رفتارهایی که موجب بر هم زدن نظم کلاس می‏شود، ظاهر می‏سازند.

4.کلاس‌های کسل کننده و یکنواخت: استفاده از روش یکنواخت و تکراری، فراگیران را خسته و کسل می‏کند و احتمالاً این رویه باعث تشدید بی نظمی‌های کلاس می‏شود.

5.تعیین تکالیفی که با نیاز و درک فراگیر مطابقت نداشته باشد: در ارائه تحقیق و تعیین تکلیف برای فراگیران، باید توانایی فردی و مشکلات هر فرد را در نظر گرفت و از واگذار کردن تکالیفی که به هر دلیل ممکن انجام آن از عهده وی ساخته نیست، پرهیز گردد.

در پایان یادآوری این نکته مفید است که استاد موفق استادی است که بتواند با ارایه مطالب علمی و جذّاب، توجه مخاطبین را به خود جلب کند، هر چند در هر حال گاهی کسانی پیدا می‏شوند که توجه چندانی به درس ندارند.

نویسنده : محمدرضا بنادکوکی ; ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱۸
تگ ها: تدریس
comment نظرات () لینک




  • انجمن